حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2611
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
بقدرى ، كه لازم بوده در صفحه 1524 در جزء مذهب ايرانيان در دوره هخامنشى در اين باب ذكرى شده و مشروحتر در دوره ساسانى از آن صحبت خواهد شد . چنين است اطلاعاتى ، كه مورّخين و نويسندگان ارمنستان ميدهند . راجع به اين نگارشات بايد گفت ، كه بعد از نوشتههاى مورّخين و نويسندگان رومى چيزهاى كمى بر اطّلاعات ما ميافزايد ، ولى رويهمرفته چند چيز را بهتر از گفتههاى مورّخين يونانى و رومى مينمايد . اوّل آنكه اشكانيان ريشهاى بعمق در ارمنستان دوانيده بودند ، مقامشان در آن صفحه محكمتر از مقام آنان در ايران بود و ارامنه اين سلسله را پادشاهان ملّى خود ميدانستند . برقرار شدن اشكانيان در ارمنستان از زمان مهرداد اوّل پارتى ( 174 - 136 ق . م ) بود ، كه وال ارشك برادر خود را بپادشاهى آن مملكت منصوب داشت و اين علقه ارامنه باشكانيان ، چنان كه بيايد ، در دوره ساسانى هم تقريبا تا 428 - 430 م . باقى بود و در اين مدّت ساسانيان هم پادشاهان ارمنستان را از سلسله اشكانى انتخاب ميكردند . دوّم پارت را ارامنه غالبا پهل يا پهلو ميگويند و پارت بالاخص يا صفحهاى را ، كه اشكانيان قبل از بزرگ شدن دولتشان ، در آنجا حكمرانى داشتند ، پهل شاهسدان ( شاهستان ) . كليّة چنين به نظر ميآيد ، كه اين صفحه بين كپت داغ كنونى و سرخس بوده . از اينجا بايد استنباط كرد ، كه لفظ پارت يا پارث اصطلاح يونانى و رومى است و خود پارتيها پارت بالاخص را پهل يا پهلو ميناميدند و ، چنان كه بالاتر ذكر شد ، اين لفظ موافق اصطلاحى است ، كه داريوش اوّل در كتيبه بيستون و غيره ذكر كرده ، منتها پرثو بمرور دهور به پهلو تبديل يافته . سوّم ، وقتى كه نويسندگان ارمنستان ميخواهند بگويند دولت پارت ( يعنى دولتى ، كه شامل تمامى ايران است ، نه تنها پارت بالاخص ) ، لفظ پارس را استعمال مىكند مثلا گويند فلان شاه اشكانى شاه پارس بود ، بعبارت ديگر لفظ پارس مرادف لفظ ايران است . اين از اثرات دولت هخامنشى است ، كه در قرون بعد باقىمانده . چهارم در يكجا پارتى را آيريك نوشتهاند و آيريك بمعنى آريانى است . كاف علامت نسبت است